سلام ای نازنین باز نامه دادم
نمیره قصه عشقت زیادم
گذاشتی عمرتو پای دل من
نشستی پای حرفای دل من
نرنجیدی تو از امروز وفردام
نترسیدی که من اینسوی دنیام
منو شرمنده کردی با محبت
که دیدار تو اسمش شد زیارت
خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اونجورا که تو فکرمی حس میکنم کنارتم
اونور دنیا که باشی خودم میام میارمت
غصه تنهایی نخور تنها مگه میذارمت

نوشته شده در ساعت 20:38 توسط حامد
|


