|
|
وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم
حالا عکست تنها يادگار از تو خاطراتت تنها باقي مونده از تو وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجود کاش از اول نميدونستي من عاشق تو بودم نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/09 ساعت 12:35 توسط حامد دفتر عشق که بسته شد دیدم منم تموم شدم خونم حلال ولی بدون به پای تو حروم شدم اونی که عاشق شده بود بدجوری تو کار تو موند برای فاتح دلت حالا باید فاتحه خوند تموم وسعته دلو به نام تو سند زدم غرور لعنتی می گفت بازی عشقو بلدم
از تو گله نمی کنم از دست قلبم شاکی ام چرا گذشتم از خودم چرا غرق تاریکی ام دوست ندارم چشمهای من فردا به آفتاب وا بشه چه خوب می شه تصمیم تو آخر ماجرا بشه دست و دلت نلرزه بزن تیر خلاصو
از اون که عاشقت بود بشنو این التماسو نوشته شده در یکشنبه 1386/11/07 ساعت 15:29 توسط حامد ای همه ی هستی من.......عاشقتم دوست دارم ای خوب من ای بهارم.......بی تو من در انتظارم ای عزیزم ای گل من.......دوست دارم تا قیامت ای عشق من ای امیدم.......چرا رفتی تو ز پیشم
نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/06 ساعت 17:42 توسط حامد کاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند سادگي،مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانون هايمان يکدم رعايت مي شدند
اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب کاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند گاهي از غم مي شود ويران دلم ، اي کاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/15 ساعت 14:17 توسط حامد قول مي دم وقتي كه نيستي عكستو بغل نگيرم قول مي دم روزي هزار بار واسه ي اشكات نميرم
قول مي دم وقتي كه نيستي پاي عشق تو نسوزم
قول مي دم در انتظارت چشما مو به در ندوزم
مي دوني كه خيلي خستم
مي دوني دلم گرفته
مي دوني دوريت عذابه
مي دوني گريم گرفته
ميدونم بر نمي گردي
مي دونم رفتي كه رفتي
دروغ بود هر چي ميگفتي
نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/03 ساعت 0:21 توسط حامد خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو ای کوه پرغرور من سنگ صبور تو منم ای لحظه سازه عاشقی عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت تو ماندگاری دردلم میدانمت میدانمت ای همه ی وجود من نبود تو نبود من نوشته شده در دوشنبه 1386/07/02 ساعت 0:41 توسط حامد عشق يعني غصه و دلواپسي عشق يعني بي کسي در بي کسي عشق يعني از بدي عاري شدن اشک از چشم دلت جاري شدن عشق يعني روزو شب در جستجو
عشق يعني با مرادت گفتگو عشق يعني نفس خود را هي کني راه دشوار جنون را طي کني عشق يعني سر فداي راه دوست عشق يعني هر چه داري مال اوست نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/01 ساعت 11:30 توسط حامد خوشا دردي که درمانش تو باشي خوشا راهـي که پايانش تو باشي خوشا چشمي که رخسار تو بـيند خوشا ملکي که سلطانش تو باشي خوشا آن دل که دلدارش تو باشي
خوشا جـاني که جانانش تو باشي خـوشـي وخـرمي و کامـــراني کسي دارد که خواهانش تو باشي گـل و گلـزار خوش آيد کسي را که گلـزار و گلسـتانش تو باشي نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02 ساعت 21:34 توسط حامد تا تو رفتی اين دل من بی تو تنها مانده است آتشی زين کاروان رفته بر جا مانده است روزها بگذشت و من در شوق ديدارم هنوز منتظر چشمم به بازيهای فردا مانده است طاقت بار فراقت بيش از اينم مشکل است همتی کاين رهرو کوی وفا وا مانده است روز و شبها با خيالت گفتگوها کرده ام زنده مجنون با اميد عشق ليلا مانده است
شوق ديدار تو بر اين دل تسلی ميدهد زين سبب در اين مصيبتها شکيبا مانده است در ميان بحر غمها زورق قلبم شکست قايق بشکسته سرگردان به دريا مانده است سهم من از گردش دور زمان شادی نبود بار سنگينی ز ناکامی و غمها مانده است کاش بودی و ميديدی چه دردی ميکشم ای طبيب من ؛ مريضت بی مداوا مانده است نوشته شده در دوشنبه 1386/04/04 ساعت 22:14 توسط حامد سلام ای نازنین باز نامه دادم
نوشته شده در شنبه 1386/03/05 ساعت 20:38 توسط حامد |
This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2006 all rights reserved